![]() |
![]() |
|
| مطالب مورد علاقه این حقیر از فرهنگ- هنر - مذهب |
|
زندگينامه: ايرج بسطامي (1336 – 1382) (1386/09/10) ايرج بسطامي در سال 1336 در شهرستان بم متولدشد. وي از پنج سالگي به خواندن آواز علاقه داشت و هر يك از اعضاي خانواده از جد پدري گرفته تا پدر بزرگ و پدردر زمينه خواندن آوازو زدن سازهاي مختلف تجربه داشتند و ايرج نيز در كنار آنها با اصول موسيقي آشنا شد. سپس به فراگيري دستگاه هاي موسيقي نزد پدر خود پرداخت. وي از سنين نوجواني تحت تعليم عموي خود يدالله بسطامي قرار گرفت كه با سرپرستي وي گروهي با همكاري برادران بسطامي تشكيل شد كه در راديو و تلويزيون آن زمان و اردوهاي رامسر اجراي برنامه داشتند. بعد از فوت يدالله بسطامي، ايرج براي فراگيري آواز و رديف هاي آوازي نزد استاد شجريان آمد و به رغم مشكلات راه و مسافت زياد، هفته اي يك بار به عشق فراگيري آواز از بم به تهران مي آمد. بسطامي همزمان با وقوع انقلاب اتاقي در پامنار اجاره كرد تا بتواند بهتر از آموزه هاي استاد شجريان بهره ببرد. پس از آموختن آواز نزد محمد رضا شجريان، وي نزد پرويز مشكاتيان، آهنگساز و نوازنده نامي سنتور رفت تا تلفيق شعر و موسيقي را با نزدش بياموزد. صداي اوج ايرج بسطامي تقريبا همتايي در ميان آوازخوانان مرد پيدا نكرد. آلبوم موسم گل، حاصل همكاري وي با محمدرضا درويشي كه برخي از تصانيف فمر الملوك وزيري را باز خواني كرد اوج صداي بسطامي را به نمايش گذاشت. ايرج بسطامي نخستين آلبوم هاي خود را با پرويز مشكاتيان انتشار داد وي با پرويز مشكاتيان ابتدا كنسرت افشاري مركب را در تالار وحدت برگزار كرد و سپس آلبوم هاي افشاري مركب (1369) مژده بهار(1370)،افق مهر(1371)، وطن من(1373 )، را با همكاري و آهنگسازي مشكاتيان عرضه عمومي كرد. بوي نوروز كه حاصل همكاري گروه دستان و آهگسازي محمد علي كياني نژاد است از ديگر كارهاي به ياد ماندني موسيقي ايراني است كه بسطامي هم آواز آن را خواند. پس از اين دوره بسطامي به همكاري با كيوان ساكت( آلبوم فسانه) وكوروش متين(سكوت) و حسين پيرنيا( تحرير خيال) پرداخت. آهنگ گلپونه هاي وحشي كه بعد از مرگ بسطامي در بم، آوازه اي ملي يافت حاصل صداي بسطامي روي آهنگي از پيرنيا بود. بسطامي 5 دي 1381 در زلزله بم زير آوار ماند و به ديار باقي شتافت. پس از مرگ بسطامي برخي از كارهاي گذشته و كنسرتهاي وي با اهالي موسيقي ونيز بي كاروان كولي( كيوان ساكت) انتشار عمومي يافت كه الله مزار با همنوازي سه تار بهداد بابايي از جمله اين آثار بود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/19ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
شاگردی از استادش پرسید:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق یعنی همین! " شاگرد پرسید: " پس ازدواج چیست؟ " استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! " شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. استاد باز گفت: " ازدواج هم یعنی همین!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/19ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
خبر فرهنگی هنری تئاتر عکس بندر گناوه پیام های کوتاه مناسبت ها مدیر وبلاگ ادبی مطالب خواندنی فال روز |
|
RSS
|