![]() |
![]() |
|
| مطالب مورد علاقه این حقیر از فرهنگ- هنر - مذهب |
|
قانون1: بیائید ذهنمان را سرشار از فكر آرامش، شجاعت، سلامتی و امید كنیم زیرا زندگی ما همان چیزی است كه ذهنمان می سازد. قانون2: بیائید حتی با دشمنان حتی الامكان درگیر نشویم ، زیرا این كار بیشتر از آن كه آنها را آزرده خاطر كند، از ما نیرو می گیرد. بیائید حتی یك دقیقه را هم صرف فكر درباره كسانی كه دوست نداریم نكنیم. قانون3: الف- به جای نگرانی درباره ناسپاسی، انتظار ناسپاسی داشته باشیم. یادمان باشد كه حضرت مسیح فقط در یك روز ده آدم جذامی را شفا داد وفقط یك نفر از او تشكر كرد. ب- یادمان باشد كه تنها راه دست یافتن به خوشحالی وسعادت، انتظار تشكر از دیگران نیست، بلكه بخشش را باید به خاطر شادی بخشش دوست داشت. د- یادمان باشد كه سپاسگزاری را باید همچون بذری كاشت بنابراین اگردوست داریم، فرزندانمان آدمهای شكرگزاری بار بیایند، باید این صفت را به آنها بیاموزیم. قانون4: همیشه چیزهایی را كه باید شكرشان را به جا بیاورید بشمارید، نه مشكلاتتان را. قانون5: از دیگران تقلید كوركورانه نكنیم. خودمان را بشناسیم وخودمان باشیم زیرا حسادت یعنی جهل و تقلید یعنی خودكشی. قانون6: وقتی تقدیر به دستمان یك لیمو ترش میدهد، از آن شربت درست كنیم. قانون7: با اندكی شاد كردن دیگران، اندوه خود را از یاد ببریم. وقتی به دیگران نیكی می كنید به خود نیكی كرده اید |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/12ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
این ضایعه دردناك را به جامعه موسیقی ایران، خانواده وی، مادر داغدارش و تمامی ایرانیان عزیز تسلیت عرض مینماید... یاد و خاطره ناصر برای همیشه در دل هاست دل من یه روز به دریا زد و رفت
... ناصر اگر به تقدیر خدا زنده بود، دهم دی ماه سال 1385، 36 ساله شدن خود را جشن میگرفت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/12ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
سلام من در جواب اینو بهش گفتم : مردم ! به اهل بیت پیامبرتان بنگرید ، از آن سوو که گام بر می دارند بروید ، قدم جای قدمشان بگذارید ، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند ، و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید ، و اگر قیام کردند قیام کنید ، از آنها پیشی نگیرید ، که گمراه می شوید ، و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید. ( نهج البلاغه ، خطبه 97) دبستان که می رفتیم ، توو کتاب دینیمون یه درس بود که ماجرای غدیر خم رو تعریف می کرد. اینکه پیامبر حضرت علی رو ولی و سرپرست مسلمین بعد از خودش اعلام کرد ، ولی ازحادثه ی غدیر خم به جز این مطلب میشه چیزه دیگه ای رو هم فهمید که شاید زیاد بهش توجه نشده باشه در حالی که اهمیت عقلانی زیادی داره... در روز غدیر یه سری از افراد جلو حرکت می کردند و یه سری هم عقب مونده بودند. پیامبر دستور داد تا همه ی اونایی که جلو می رفتند برگردند ، و همه اونایی که عقب مونده بودند خودشونو برسونن. هممون این داستانو میدونیم ولی این موضوع رو گفتم تا بگم ، باید با علی باشی ، نه جلو تر از اون ، و نه عقب تر. غدیر خم مثال خیلی خوبیه برای اینکه حواسمون باشه از علی جلو نزنیم ! . بعضیا انقدر غرق در مادیات و دنیا شدن که چیزی به اسم دین یادشون نمیاد ، بعضیا هم انقدر مقدسات رو گنده میکنن که اصلا گمشون میکنن ، یه حدیثی خوندم که فکر کنم از حضرت فاطمه بود ، محتواش این بود که " کسانی سعادتمند میشن ، که علی رو بشناسن ، نه کسانی که علی رو از جای خودش بالاتر ببرند " . از خطبه ی 97 و 127 نهج البلاغه هم میشه این نکته رو به راحتی فهمید. ولی چه کنیم که خیلیا متوجه نمیشن معنای پیشی گرفتن و زیاده روی کردن چیه !... خطبه ی 127 : به زودی دو گروه نسبت به من هلاک می گردند : دوستی که افراط کند و به غیر حق کشانده شود ( مانند سبائیه که امیر المومنین را خدا پنداشت ، و آن حضرت آنها را مجازات کرد) ، و دشمنی که در کینه توزی با من زیاده روی کرده به راه باطل در آید. بهترین مردم نسبت به من گروه میانه رو هستند. از آنها جدا نشوید ، همواره با بزرگ ترین جمعیت ها باشید که دست خدا با جماعت است. از پراکندگی بپرهیزید ، که انسان تنها بهره ی شیطان است ، آنگونه که گوسفند تنها طعمه ی گرگ خواهد بود ، آگاه باشید هرکس که مردم را به این شعار (( تفرقه و جدایی )) دعوت کند او را بکشید هر چند که زیر عمامه ی من باشد. خیلیا فکر میکنن اگه توو مسائل دینی زیاده روی کنن ثواب بیشتری میبرن ، ولی متاسفانه این طور نیست. مثلا در عزاداری هایی که میکنیم ، به طور مثال مداحانی که من شرمم میاد بگم چه اراجیفی رو میخونن و کسانی هم که کورکورانه به سمتشون جذب میشن ، یا کسانی که از علت کشته شدن حضرت فاطمه چیزی نمیگن و فقط جنبه های بی ارزش و چگونه کشته شدن حضرت فاطمه رو بیان میکنن و به تصویر میکشن ، نه تنها ثواب نمیکنن ، بلکه وجهه ی ائمه و اسلام رو هم برای کسی که چیزی از اسلام نمیدونه زیر سوال میبرن. کسانی که ادعای دین داری میکنن ، در حالی که هیچ اعتقادی به دین ندارند ، خیلی بیشتر از کسانی که نسبت به اسلام بیخیال هستند آثار تخریبی به جا میزارند... واین فقط یه نمونه از زیاده روی در مسائل دینیه، حالا زیاده روی در مسائل مادی و غیره بماند! موضوع اعتدال و میانه روی خیلی گسترده تر از این حرفاست ، برای اینکه این مطلب زیاد طولانی نشه و حوصله ی شما هم سر نره ، در آینده باز هم در مورد این مبحث مطلب و حدیث از ائمه می زارم تا پیرامون این موضوع بیشتر حرف بزنیم... سخنان امام علی (ع) از نهج البلاغه : حکمت 347 : ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی ، و کمتر از آن ، درماندگی یا حسادت است. حکمت 83 : به شخصی که در ستایش امام افراط کرد ، و آنچه در دل داشت نگفت ، فرمود : من کمتر از آنم که بر زبان آوردی ، و بر تر از آنم که در دل داری. حکمت 462 : چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خورند. حکمت 140 : آنکه میانه روی کند تهیدست نخواهد شد. حکمت 109 : ما تکیه گاه میانه ایم ، عقب ماندگان به ما می رسند ، و پیش تاختگان به ما باز می گردند. حکمت 98 : چون روایتی را شنیدید ، آن را بفهمید عمل کنید ، نه بشنوید و نقل کنید ، زیرا راویان علم فراوان ، و عمل کنندگان آن اندک اند. یا حق... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
خبر فرهنگی هنری تئاتر عکس بندر گناوه پیام های کوتاه مناسبت ها مدیر وبلاگ ادبی مطالب خواندنی فال روز |
|
RSS
|