![]() |
![]() |
|
| مطالب مورد علاقه این حقیر از فرهنگ- هنر - مذهب |
|
اولین سخنرانی استاد حلت در سال 85 در مجتمع گلف جزیره کیش بر گزار شد. احمد حلت پس از ارایه یک سخنرانی پر انرژی و با نشاط به حاضران انجام تکنیک جادویی نوشیدن 8 لیوان آب را با تکرار عبارات تاکیدی تو صیه کرد . مدیر مسوول مجله موفقیت گفت از آنجا که 70 درصد وزن بدن انسان را آب تشکیل داده است در طی روز باید حداقل 8 لیوان آب نوشید و قبل از نوشیدن باید لیوان را جلوی دهان گرفته و عبارات مربوطه را با صدای بلند تکرار کرد پس از سه هفته معجزه آن را خواهید یافت. خبر نگار موفقیت- جزیره کیش
قبل از نوشیدن آب ، هر روز جملات زیر را با انرژی و قدرت تکرار کنید. لیوان اول ، بعد از بیدار شدن صبح: خداوندا، سپاس تو راکه بار دیگر به من طلوع خورشید را هدیه دادی ، قول می دهم امروز هر جا که بروم مهری برسانم حتی با لبخندی . به من کمک کن ، امروز را به شاهکاری بی همتا تبدیل کنم. لیوان دوم ، حدود ده صبح: افتخار می کنم که از امروز پاک ترین انسان روی زمین هستم. لیوان سوم حدود دوازده ظهر: من نظر کرده خداوندم. لیوان چهارم بعد از نهار: خداوندا تورا سپاس به خاطر برکاتی که به من بخشیدی ، خزانه غیبت را به روی من و خانواده ام بگشای. لیوان پنجم، ساعت چهار عصر: عشق الهی هم اکنون مرا ثروتمند و توانگر می سازد. لیوان ششم ساعت شش عصر : به هر سو که می نگرم موفقیت به من لبخند می زند. لیوان هفتم ، قبل از شام: هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر می شوم . لیوان هشتم ، قبل از خواب : خداوندا، سپاس تورا که یک روز دیگر را به من هدیه دادی ، کشور عزیزم ایران را در پناه خوذت حفظ کن و صلح را در جهان حاکم فرما. خود و خانواده ام را به تو می سپارم ، ای مهربان ترین مهربانان. پروردگارا خوابی آرام به من هدیه بده ، که من عاشق تو هستم . این جمله ها راهمراه با نوشیدن 8 لیوان آب به مدت 21 روز تکرار کنید و به چشم خود ببینیدکه چطور خود و زندگی تان تغییر خواهد کرد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/08/28ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها شاید این باران كه می بارد شما را تر كند
شاعر : . . . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/23ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
مقاله قرآن و كامپیوتر نوشته « دكتر رشاد خلیفه» دانشمند مسلمان مصری دارای درجه پی اچ دی در رشته مهندسی سیستمها و استاد دانشگاه آریزونای آمریكاست كه مدتی معاون سازمان توسعه صنعتی ملل متحد بوده است . وی با كمك عده ای از مسلمین متخصص و صرف وقت بسیار تحقیقات گسترده ای را در نظم ریاضی كاربرد حروف و كلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آیات 11 تا 31 سوره مدثر كه عدد 19 را كلید رمز اعجاز آمیز قرآن و آسمانی بودن آن معرفی میكنند به كمك عدد 19 توانست رمز نظم ریاضی حیرت انگیز و اعجاز آمیز حاكم بر حروف قرآنی را كشف نماید. دكتر رشاد خلیفه ، نخستین بار ترجمه قرآن مجید از عربی به انگلیسی را در 12 جلد نگاشت . این ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ایالت آریزونای آمریكا بچاپ رسید. مقاله قرآن و كامپیوتر در پایان جلد اول كتاب ترجمه قرآن درج شده است. 15- قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آیه افتتاحیه " بسم الله الرحمن الرحیم " آغاز میشود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آیه معموله افتتاحیه است،لذا آیه " بسم الله الرحمن الرحیم" در ابتدای سوره ها 113 بار تكرار شده است. 41- در سیزده سوره ای كه حرف "الف" در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف های موجود 17499 مورد می باشد(921*19). |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/23ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
گروه تعزیه حسینیه معتمدی گناوه برای سال هفتم دوباره کار نمایش تعزیه گونه خود را شروع نمود .
این عکس نمایی از صحنه حضور شبیه حضرت ابوالفضل العباس (ع) می باشد که کربایی صالح صلاحی در این صحنه شبیه حضرت عباس (ع) می باشد . کارگردان این نمایش تعزیه گونه عبدالرضا محمدی نژاد می باشد .
عکس از سید عبدالحسین موسوی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/23ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
راه جاده رو گرفتی رفتی از كوچه ی ظلمت
تو دلِ هر كدوم از ما یه بهونه ست با یه عادت
پشتِ سر یه دخترك بود با چشای پر ندامت
خودتم گفتی می دونی كه به عشقش كردی عادت
توی دستاش خالی اما ، تو وجودش یه شهامت
دلشو زد تا به دریا ، تو بهش گفتی : رفاقت بی رفاقت!
ردِ پاهات توی جاده گم می شد چه بی ندامت
دلِ من گریه می كرد باز وسطِ یه مشت جماعت
چه غریبی،چه غریبی،چه غریبی با صداقت
منِ ساده رو بگو كه اسمتو گذاشت نهایت...
قلبمو گرفتی بردی،توی جاده جا گذاشتیش
شایدم دلم دروغ گفت كه تو بردیش به امانت
پشتِ سر یه دخترك بود ، پس چرا ندیدیش این بار؟
تویی كه تو طولِ جاده شعراشو خوتدی به عادت!
چه غروبای قشنگی می نشستیم روی نیمكت
دلمون قد یه دنیا فاصله داشت با جماعت
خنده هامون مثلِ یك گل می شكفت تو این حماقت
تو چه بی رحمی كه میگی منم اون حسِ حسادت
نمی خوام دلم رو اینبار ، ببرش تا به نهایت
می دونم كه عاشقی مون نزدیكه به حسِ عادت
ولی خب حالا كه رفتی، می بینی چه با شهامت!
می ریزن اشكای سردم رو تنِ جاده ی حسرت
نمی یام دنبالت اما برو دنبالِ بهانه ت
قصه مون یه آرزو بود دلامون پر از شكایت
دیگه كم كم چشام هم میدن شهادت
كه از اولم دروغ بود قصه ی عشق و حقیقت
حالا از اینجا برو تا نشه جونم به فدایت
آخه تو تمومِ این شعر تو بودی واسم سعادت...
نم نمِ بارون.....پشتِ شیشه ی غبار گرفته ی اتاق!
سیلِ اشكی ..... تو چشای زل زده به بارونِ تو خیابون!
صدای یه قلبِ خسته ..... كه معلوم نیست به چه جون كندنی داره می طپه !
و یه قلم تو دستای سردم......
كه برگه ها رو پشتِ سرِ هم سیاه می كنه!
بارون بند اومده اما شعرای من هنوز نه!!!
غبارِ شیشه ها پاك شده اما قلبِ من هنوز نه!!!
خورشید انگار دیگه خیلی وقته طلوع كرده.....
شادیِ من هنوز نه!!!
ابرا خیلی وقته از آسمون رفتن و بارون فراموش شده......
بغضِ سنگینِ من هنوز نه!!!
هوای سردِ اتاق خیلی وقته گرم شده.... اما،
دستای سردِ من هنوز نه!!!
شعر به آخر رسیده.
از عشق گفتم،از نفرت هم گفتم، از خیانت...از دروغ.....از هر چی.....
..........جـــــــــــــز |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/23ساعت توسط عبدالرضا محمدي نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
خبر فرهنگی هنری تئاتر عکس بندر گناوه پیام های کوتاه مناسبت ها مدیر وبلاگ ادبی مطالب خواندنی فال روز |
|
RSS
|